آغازی برای یک انتقاد ..یا
تاريخچه و انگيزه ايجاد موزه
واژه موزه كه از طريق زبان لاتين از كلمه يوناني «موزيون» (يعني مجلس فرشتگان الهام بخش) مشتق
شده است توسط شخصي به نام گيوم بوده كه در واژهنامهاش به عنوان مكان وقف شده فرشتگان الهام بخش و مطالعه كه در آن آدمي به مقولههاي اصيل ميپردازد تعريف شده است.
واژه يوناني «موزهيون» يا واژه لاتين «موزئوم» اختصاص به يك معبد و يا محل مختص به خدايان افسانهاي نهگانه يونان كه به موزهها مشهور بودند دارد. (موزها خدايان صنعت و هنرند كه رويدادهاي باشكوه گذشته هنرهاي عاميانه موسيقي، شعر، شادماني و هماهنگ معماري به ايشان نسبت داده ميشد.) اين مكان ميتواند بيانگر نوعي دانشگاه و يا مدرسه عالي «موزهيون» اسكندريه كه در قرن سوم ميلادي در عصر بطلميوسيان برپا بوده باشد و اين ميتواند به مفهوم امروزي يك مؤسسه ويژه پژوهش و يك كتابخانه را شامل شود. اين واژه در سال 1290 هـ.ق. با تلفظ فرانسه «موزه» وارد زبان فارسي شد.
انگيزه ايجاد موزه همان اشتياق به گردآوري است كه ريشه ژرفي در طبيعت انسان دارد. ذوق و سليقه و علاقه به جمعآوري اشياء بدون ترديد از گذشتههاي بسيار دور با انسان همراه بوده است. در عصر نوسنگي انسان مجموعههايي از صدف و گوشماهيها، سنگريزهها و استخوان حيوانات را كه براي تزئين البسه ميتوانسته مفيد باشد گردآوري كرده است. چنين مجموعههايي ميتوانند بيانگر شيوههاي اعتقادي و آئيني اقوام مختلف در طول تاريخ باشد به نظر ميرسد كه مجموعههاي لوكس و تزئيني يافت شده در قبور
مصريان نشاندهنده اعتقاد به زندگي پس از مرگ ميباشد. در دوران باستان اشياء نفيسي كه كلاً جنبه نذر براي برآوردن نيازها داشته است در درون معابد و زيارتگاهها گردآمده كه اكثر آن ها اشياء نفيسي اهدايي، تابلوهاي نقاشي با مفاهيم مذهبي و از اين قبيل بوده است. از آغاز قرن چهارم پيش از ميلاد مسيح اين خزائن ابتدا براي بازديد زوار و پس از آن براي عموم مردم آزاد شد. در دورهي بين فتوحات اسكندر تا زمان فتوحات روميان شاهزادگان يونان نه تنها به گردآوري كتابها پرداختند كه اين مجموعهها تشكيل كتابخانههاي معتبر و قابل توجهي را دادهاند بلكه اقدام به گردآوري شاهكارهاي مجسمهسازي و نقاشي يونان كردند كه قدمت برخي از آنها به دورههاي كهن ميرسد. روميهاي جنگجو و كشورگشا گنجينههاي جديدي از مجموعههاي نفيسي به وجود آوردند كه بنياد آن غنائم ارتشها و حاكمان ايالات پيروز است. تاراجهاي «سيلار» در يونان و نيز «ورس» در سيسيل هنوز هم زبانزد است. مدتي بعد روميهاي حريص، اشياء نادر طبيعت و يا كارهاي هنري يونان ميشوند آنها را ميخرند و در صورتي كه قادر به تملك اصل اين شاهكارهاي مجسمهسازي و يا نقاشي نباشند سفارش كپي آنها را ميدهند.
براي آنكه هرچيز براي آنها جالب توجه بود. از نقوش برجسته الي... ظروف ساخته شده سخت همه و همه را گردآوري و به صورت مجموعه درميآوردند.
تعريف موزه
بنابر تعريف شوراي جهاني موزهها (ايكوم) موزه را مؤسسهاي دائمي دانسته كه اهداف مادي ندارد و در آن به روي همگان گشوده است و براي خدمت به جامعه و پيشرفت آن فعاليت ميكند. هدف موزهها گردآوري، نگهداري، تحقيق، انتقال و نمايش شواهد برجاي مانده از انسان و محيط زيست او به منظور بررسي، آموزش و بهرهوري معنوي است. تعريفي ديگر از موزه را بنيادي دانسته كه سه وظيفه اصلي جمعآوري، نگهداشت و نمايش اشياء را برعهده دارد. اين اشياء ممكن است نمونههايي از طبيعت و مربوط به زمينشناسي، ستارهشناسي يا زيستشناسي باشد يا آنكه آفرينشهاي هنري و علمي انسان را در طول تاريخ به نمايش بگذارد.
علم موزه شناسي
علم موزهشناسي به معناي كنوني آن در قرن هيجدهم ميلادي به وجود آمد. اين علم شامل تاريخ موزهها و وظايف، تأسيسات، تشكيلات و كليه مواردي است كه به موزه مربوط ميشود.
ميتوان گفت اولين گامي كه در قلمرو اين علم برداشته شد مربوط به سال 1727 ميلادي است و كليه جوامع علمي آن را مديون يك سوداگر آثار هنري از شهر هامبورگ به نام «گاسپر.ف.نايكل» ميدانند. نايكل در آن سالها به مشاورين پژوهشگر و با ذوق خود مأموريت داد كه قابلترين و كاراترين اشياء زندگي طبيعي، علمي و هنري زمان را گردآوري و آن را با بهترين شيوهها طبقهبندي كرده و براي نگهداري آنها با روشهاي علمي اقدام كنند. مجموع اين كارها در آن عصر نام لاتيني «موزئوگرافيا» را به خود گرفت. فرانسويها به اين واژه شكل فرانسوي «موزئوگرافي» را دادند و تا جنگ جهاني دوم از مفهوم اين واژه براي بيان امور كلي مربوط به موزه استفاده كردند و كشورهاي انگلوساكسون واژه «ميوزيالاجي» را پذيرفته بودند. فرانسه نيز پس از جنگ جهاني دوم به پيروي از يك انديشه وحدت علمي از كشورهاي انگلوساكسون پيروي كردند و اين مفهوم را پذيرفتند و از اين پس واژه موزئولوژي را به كار بردند كه مفهوم وسيعتري داشت.
در قرن بيستم پيشرفت پژوهشهاي موزهشناسي مديون رقابتهاي گوناگون ملل غربي به خصوص كشورهاي انگلوساكسون است. بعد از جنگ جهاني دوم ضرورت ايجاد يك سازمان موزهها بر بنياد يك طرح و همكاري بينالمللي احساس ميشود و در سال 1926 ميلادي بنابر پيشنهاد «هانري فوسيون» تاريخ هنرشناسي فرانسوي «دفتر بينالمللي موزهها» به ياري جامعه ملل به وجود ميآيد و مركز آن را در شهر پاريس قرار ميدهند. در سال 1947 م اين دفتر تغيير نام ميدهد و نام شوراي بينالمللي موزهها «ايكوم» را به خود ميگيرد و تحت حمايت و حفاظت يونسكودر ميآيد. دفتر اين نهاد علمي نيز كه شامل كميتههاي ملي است و جلسات بينالمللي تشكيل ميدهد در پاريس است و ارگان رسمي آن مجله «موزئوم» ميباشد.
دانشگاهها نيز در چهارچوب برنامههاي درسي خود نيز درسهاي موزئولوژي را گنجاندهاند. منتهي داراي تداوم قابل ملاحظهاي نيست و تنها مدرسه لوور بود كه از سال 1941 ميلادي تا به امروز در تدريس اين رشته به طور مستمر ادامه داشته است.
مسا ئل مربوطه که با آن سروکار داریم در زندگی خوبی بدی شادی غم ولی همیشه بخندیم وشاد باشیم