همسایگی دزفول و شوشتر با شهر های لروبختیاری نشین سبب پدید آمدن همانندی هایی میان گویش آنها با گویش بختیاری و لری - که هر دو از گویش های باختری پارسی می‌باشند- شده است. بیشترین ناهمگونی میان گویش شوشتری و دزفولی در شیوه آوایش و به زبان آوردن برخی واج‌ها و هجاها می باشد.

این گویش هم به مانند بسیاری از گویش‌های پارسی در تیررس فراموشی می باشد.

 گویش دزفولی در نگاشته‌ها و رسانه‌ها


شادروان محمدتقی ناهیدی دزفولی، سراینده دزفولی، دارای سروده‌هایی به گویش دزفولی است. از میان چامه سرایان امروزی که به گویش دزفولی سروده اند می توان عظیم محمود زاده سراینده و پژوهشگر دزفولی را نام برد. از نوشته‌های محمودزاده می‌توان نویسه های «فرهنگ لغت دزفولی» و «کُلمِجور» که دربرگیرنده واژگان دزفولی به همراه برگردان فارسی معیار آنها می‌باشند را نام برد. همچنین چندین نویسه دیگر دربارهٔ واژگان و لالایی ها و سروده‌های دزفولی بدست چاپخانهٔ افهام در این شهر به چاپ رسیده است.

احمد محمود داستان نویس نامی با درنگریستن به این که از پدر و مادری دزفولی زاده شده بود برخی ساختارها و واژگان دزفولی را در نوشته‌هایش به کار گرفته‌است. برای نمونه در رمان همسایه‌ها و نیز مدار صفر درجه جا به جا واژگان و ساختار ها و سروده‌های دزفولی به کار برده است.

رادیو دزفول که در آغاز به "فارسی معیار" برنامه پخش می کرد از سال ۱۳۷۸ برای گسترش فرهنگ دزفولی به پخش برنامه‌هایی به گویش دزفولی پرداخته است. پیش از این نیز در پاره ای از زمان ها سیمای خوزستان به پخش ترانه‌ها و نمایش های تلویزیونی با گویش دزفولی پرداخته است.

 چند نمونه از واژه‌های دزفولی
مار
مادر
بووَ
پدر
بِی عروس
خَسی
مادر زن یا مادر شوهر
خوار
خواهر
بِرار
برادر
پِیا
مرد
مِیرَ
شوهر
اَفتو
آفتاب
اُو
آب
پَسین
پس از ظهر
ایسون
اینک (حالا)، این زمان
اوسون
آن زمان (آن هنگام)
ایلا: این طرف اولا: آن طوف

کُلمِجور
کاوش وجستجو
قَلَپیدن
آهسته و به رو به بغل افتادن
شَکنیدن
تکان دادن، شکاندن، لرزیدن
شِیونیدن
به هم زدن
گُلنیدن
روشن کردن
خُفتیدن
خوابیدن
وِرسیدن
بلندشدن(برخیزیدن)
ترِِسَّن
توانستن
بزنیدن
بیختن،جدا کردن
انجنیدن
خورد کردن
رومنیدن
ویران کردن
پتی کوردن
خالی کردن
شک
تکان و لرزش
پیت خوَردن
پیچ خوردن
دِشبُل
غدّه
عَس
استخوان
تیه
چشم
گِندیک
قوزک پا
پِت
دماغ
تیک
پیشانی
بُرگ
ابرو
کُلمَک
آرنج
چاست
نهار
شووم
شام
ناشتا
صبحانه
پُرس
مراسم ختم
سُنگ سُنگ
یواش یواش (آهسته)
گَپ
بزرگ
توو
اتاق
شوومی
هندوانه
گِریوَ
گریه
وایه
آرزو
پتی
خالی
کت کوردند
بریدن،خرد کردن
کت کت
خورد خورد،تکه تکه
کِلِک
انگشت
کوی
کاهو
گیز
گیج و خیره
تار بفک